چگونه فریاد بزنیم دلمان نمی‌خواهد هندزفری عزیز خود را به کسی قرض بدهیم؟

من واقعاً دیگه با این دوستمون به مشکل خورده‌م! از دیدنش خون در رگ‌هام منعقد میشه و از شدت نفرت نمیتونم دیدنش رو برتابم!!! ( وقتی از یه نفر متنفر میشم واقعا متنفرم :/ ) 

من یه هندزفری داشتم، هندزفری اصل سامسونگ بود که تو جعبه‌ی گوشیم بود. و من اصولاً خیلی کم از هندزفری استفاده میکنم. بنابراین کاملاً نو مونده بود. تا اینکه ایشون یه روز اومد گفت هندزفریمو گربه خورده، میتونم مال تو رو قرض بگیرم؟ میخوام با استادم اسکایپ کنم و فلان! منم بی‌خبر از همه جا، در مقام دوستی گفتم آره حتماً چرا که نه فیل فری! ( که کاش زبونم از حلقم بیرون نیومده بود!) هیچی گذشت و دیگه هندزفری من عملاً در اختیارش بود :/ تا اینکه خرابش کرد. اصلا هم به روی خودش نیاورد و منم هیچی نگفتم که تو اینو خراب کردی، وگرنه این سالم بود تا وقتی دست من بود. 

بعد از مدددت‌ها، خودمو راضی کردم که این هندزفری درست بشو نیست و رفتم یکی دیگه خریدم. اونو تو مسافرت گم کردم. 

و دوباره یکی دیگه خریدم. اینبار هم باز اومد گفت هندزفریتو میشه بدی و میخوام اسکایپ کنم هندزفریم خراب شده. کلی هم ادا ریخت البته قبلش که هندزفری ندارم نمیدونم چیگار کنم. تو دلم گفتم جلوی من ** ناله میکنی که چی؟ هندزفری میخوای بیا بگیر برو. ادا نریز که فک کنن تو خیلی باادبی و شعور داری که هندزفری وسیله شخصیه. بعد از اینکه چند روز استفاده کرد یه روز اومد گفت رفتم خودم خریده‌م و بیا دستت درد نکنه. گرفتمش ولی چون اون استفاده کرده بود اصلا دلم نمیخواست حتی بهش دست بزنم. یه روز که میخواستم یه ویدیو نگاه کنم گفتم لعنت بر شیطون، بیا و عصبانی نباش و ازش استفاده کن. که گر در دجله‌ی دوستی نونی انداختی با منتش نکن و بذار خدا بهت یه نونی بده. رفتم برداشتم و بلافاصله بعد از نیم نگاهی انداختمش دور! انقد حتی شعور نداری که از یکی هندزفری قرض میگیری قبل از اینکه بهش پس بدی ترشحات گوشتو از روش پاگ کنی؟ 
دیگه بعد از یکی دو هفته رفتم یه سری دیگه زدم به هندزفریم. خداروشکر زاپاس داشتم. حالا امروز باز چی شد؟ اومد خونه‌مون، هندزفری هم داشت و من گفتم خدااااروشکر! بعد یهو وسط اسکایپ با استادش گفت ااا صدام خوب نمیاد؟ بعدم رو به من حسنا حسنا هندزفریامونو بیا عوض کنیم.( در این لحظه هندزفری من تو گوشم بود و داشتم ازش استفداه می‌کردم! ) منم هیچی نگفتم و دادم بهش. هندزفری خودشم که بهم داد برنداشتم اصلا. بعد چی شد؟ بعد از اینکه مکالمه‌ش تموم شد پاشد رفت و هندزفری منو بهم پس نداد :/// حالا امروز غروب اومده میگه ااا ببخشید یادم رفته بود بهت بدم. 

میخوام برم وایتکس بخرم هندزفریمو بندازم توش ://// 



۲۰ آذر ۹۸ ، ۲۰:۴۱ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
لبخند ...

از اثرات سریال‌های کره‌ای

خب آدم گاهی دلش برای تصمیم‌های یهویی و جوگیر شدن تتگ می شود! امتحان و درس داری که داری! بعد از اینهمه فیلم کره‌ای نباید یک کلمه یاد بگیری آخر؟ به زور دقت فقط وه وه یاد گرفته‌ای؟ آنیو آنیو! یه یه :) کِرِعهعهعه :))))) 

اینگونه شد که رفتم دولینگو نصب کردم و نشستم به یاد گرفتن کره‌ای! اگر از هفت‌خان الفبا بگذرم، به لطف و قوه الهی، دو سه کلمه‌ای یاد خواهم گرفت. البته میدانی، برای من مهمتر از کلمات جمله بندی است. لعنتی حداقل باید بفهمم می گوید من دوستت دارم، من تو را دوست، مرا دوستدارت، دوست دارمت، دوست دارم من تو را ، یا چی؟ باید بفهمم تو کجای جمله‌هایی من کجا. دوست داشتن بخورد توی سرمان ! 


از آنجا که اقدام صددردصد جوگیرانه بوده امید چندانی به ادامه ندارم، اما خدا را چه دیدی، شاید یک روز آمدم و گفتم میشمیشیو پیشپیشیو، از همین دست ایش‌ایشیوها، بعد نگویی نگفته بودی :) 

۱۷ آذر ۹۸ ، ۲۲:۵۲ ۱۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
لبخند ...

فرزندپرستی

دخترش سال قبل کنکور داده. قبل از کنکور می‌گفتند پزشکی که قبول نشود، معلمی قبول می شود. ما به همین راضی ایم. ( عجب که معلمی پایمال شده اینجا) نتایح آمد. رتبه‌ی پنج رقمی با ارقام غیرتکراری. امسال به هول و ولا افتاده که باید هرطور شده قبول شوی. پارسال کم خرج نکرده بود، ولی امسال هم میخواهد کمال و تمام هزینه کند. پول‌هایش را ریخته توی حلق "کنکور آسان است" بلکه کنکور آسان شود.

خواهر بزرگترش پسری دارد که امسال کنکوری است. بااستعداد هم هست. ولی مدرسه‌ها را که میدانی چه اوضاعی دارند. معلم‌ها را که میدانی. پول خریدن کتاب‌های کنکوری را هم ندارد. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا. 


اولش فکر میکنم چه میشد این پسر مال این خانواده بود و آن دختر مال آن خانواده؟ آن وقت سرمایه‌گذاری نتیجه‌ی بهتری می‌داد؟ نه قطعاً، ولی با احتمال بیشتری. 

بعدش فکر می‌کنم آیا برای اینکه روی کسی سرمایه گذاری کنی، لازم است حتماً فرزند خودت باشد؟ تا نام تو را برافراشته کند؟ 

یاد محمد و علی می‌افتم. محمد که نزد عمویش بزرگ شد و علی که نزد پسرعمویش. تو حالا بیا و تا صبح ناله کن که خدایا این دختر امسال "یک چیزی" بشود. منکه خدا نیستم. ولی خدایا اجازه بده یک لحظه خدا باشم. بلاک اند ریپورت؟ ناسزاهای بوق بوقی؟

 بیا کمی خودم باشم. اینروزها یادم بماند. فرزندخواهی هم شاید ادامه‌ی نژادپرستی است...؟ لعنتی چقدر ریشه دوانده ای! 



+ آقا ایندفعه که گذشت :) ولی در کنار رای منفی، نظر منفی هم بدید. میخوام نظر بقیه رو هم بدونم

۱۶ آذر ۹۸ ، ۱۱:۵۷ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
لبخند ...

آشپزی : خورش به آلو


ایندفعه دیگه یادم موند که عکسشو بگیرم D: 

راحت هم بود پختنش. پیاز و گوشت و زردچوبه رو مثل هر خورش دیگه‌ای تفت میدی، بعد یکی دو قاشق رب رو با گوشت تفت میدی و بعدش هم به‌ها رو یه کوچولو تفت میدی با بقیه و روشون آب میریزی. ادویه‌شم فلفل سیاه و دارچین و زردچوبه. آلو بخارا رو میتونی از همون اول اضافه کنی و یا بعدتر. در آخر هم یکم آبلیمو میریزی که ترش‌مزه تر بشه. فقط من یه ربعی ازش سر نزدم یکم ته گرفته بود. ولی در کل خورش راحتیه. لازم هم نیست پوست به گرفته بشه. 

۱۴ آذر ۹۸ ، ۱۶:۲۳ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

از شنیده‌ها و دیده‌ها ...

امروز که در راه رفتن بودم، دیدم پشت ایستگاه تاکسی شابلون زده‌اند. چند آدمک ایستاده با رنگ سیاه و یک نفر پخش زمین با رنگ سرخ. زیرش نوشته بود : 

او هم فرزند کسی بود.

پوریا بختیاری

---

میگفت اگه میخواید پولدار شید ایران بمونین. تو خارج شما هرکاری کنید خارجی محسوب میشید. خیلی چیزا دارید، ولی خب مثل ایران نمیتونید به پول برسید. 

گفتم چه تضمینی هست که بعد از پولدار شدن اموالمون رو مصادره نکنن؟ اینجا چه تصمینی برای فردا هست؟

گفت استادی داشتیم که روز اول گفت توی دانشگاه هرچقدر خواستید برقصید، ولی جوری نرقصید که نگاه‌ها به شما خیره شود

---

میگفت خیر سرشان میخواسته‌اند از خاک روی استخراج کنند. یک تپه‌ی بلند درست کرده‌اند با پی‌اچ کمتر از ۲ ! اسیدی اسیدی!! بعد آمده‌اند گفته‌اند این ترانس‌های برق که از کنار تپه رد می‌شود خیلی زود می‌پوسد. کلی هزینه روی دستمان گذاشته. رفتیم دیدیم کل منطقه را نابود کرده‌اند. نگران نشستن اسید روی پوست مردم نیستند. نگران خراب شدن زمین‌های کشاورزی نیستند. نگران تنفس خودشان از این هوا نیستند! فقط نگران هزینه‌ی سیم برق بودند...

---

میگفت گفته‌اند فلان نهاد دولتی وام ۱۵ میلیاردی می‌دهد. رفتیم دیدیم سایت به کلی بسته‌ است. یکی از معاون‌های رییس جمهور که از قضا آشنایی با ما داشت، گفت بهتان وام را می‌دهیم. گفتیم سایت بسته بوده، گفت برای شما بسته است، برای من باز است. اما در نهایت وام را نگرفتیم. در ازای دادن وام، بیست درصد از سهام شرکت میخواست! 

---

*هر کدام از شنیده‌ها از آدم‌های مختلفی بوده است


۱۳ آذر ۹۸ ، ۰۰:۰۴ ۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
لبخند ...