دلم گرفته دیگه. 

مثلاً واسطه‌گری کردی، دوندگی کردی، که کار بهش بدن، که ازدواج کنه؛ بعدش که همه چی خوب شد، ازش خواستی که یه وام از حسابش برات برداره و خودت پرداخت کنی؛ اونقدر اخم کنه که زنگ بزنی بهش بگی دیگه نمیخوام جور شده پول. 

مثلا تمام پس اندازتو بدی پول پیش خونه، هنوز ولی کار ثابت پیدا نکرده باشی،فقط به اندازه‌ی خورد و خوراکت در بیاری، بعدش برن دورهمی و حتی بهت زنگ نزنن خبر بدن که منتظرشون نشی ناهار بیان خونه. 


مثلاً خواهر و برادرات باشن.


+ هیچ کدوم از ادمای واقعی این دوتا داستان من نیستم. اما دلم خیلی می‌گیره. خیلی. 

++ امام علی میگه اگه از خویشانت دستتو بگیری تو ازونا یک دست گرفتی ولی ده‌ها دستو از خودت دور کردی. خیلی چیزای دیگه هم میگه. 

+++ چی شد که همه چیمون شد پول؟