میگه که : فتقطعوا امرهم بینهم زبرا

              کل حزب بما لدیهم فرحون

و من به این فک می‌کنم که فرح بودن ما معنیش این نیست که داریم راه درستی رو می‌ریم. و تازه بعدش هم میگه فذرهم فی غمرتهم حتی حین. یعنی بذار خوش باشن... 

اینروزا خیلی حس می‌کنم مردم معیار "خوب" بودنشون "خوش" بودن شده. حتی خود منم از این مردم مستثنی نیستم. باید دنبال چیز دیگه‌ای بگردم. 


بعدش میگه : ایحسبون انما نمدّهم به من مال و بنین

                   نسارع لهم فی‌الخیرات

                   بل لا یشعرون

فک کردید مال و اموالی که بهتون میدیم پاداشتونه؟ بل لا یشعرون

پس معیار حلال و حروم بودن و درست و نادرست بودنمون، "نعمت‌هامون" هم نباید باشه. 

تا اینجا دو تا ملاک از لیست من خط خورد. نه مقدار شاد بودن، و نه مقدار دارا بودن، هیچ چیزی از خوب بودنمون بهمون نمیگه. پس دوباره نقطه سر خط. دنبال چیز دیگه‌ای بگرد...