:( اشکمو در آورد

خیلی دوز عشقش بالا بود


برفی ( رانبیر کپور) یه پسر ناشنواس ( طبیعتاً حرفم نمیتونه بزنه) که یکمم شیطنتاش زیاده و از لحاظ عقلی هم نه اینکه کم داشته باشه، اما کارای متعارف نمیکنه. خیلی برونگرا و شاد و آزاد زندگی میکنه. 

شورتی ، دختر یه سروانه که برای یه مدتی میاد توی اون محله، و اینا رفته رفته به هم علاقه مند میشن. اما شورتی نامزد داره و بعد از مدتی باید برگرده. دیگه بقیه شو براتون تعریف نمیکنم. اما همینو میگم که بدونید داستان اصلی شاید به شورتی نامربوطه و جریانات دیگه ای توی زندگی برفی اتفاق میفته که ورق خیلی برمیگرده.


داستان کلی رو دوست داشتم. ولی اینکه شورتی راوی داستان بود رو اصلااااااا دوست نداشتم. به نظرم فیلمو خراب کرده بود و نمیذاشت آدم توی اون حس رئال فرو بره. همش شورتی واستاده بود کنارت و همراه تو به فیلم نگاه میکرد. 

خیلی دیالوگ محور نبود با اینکه خیلیییییییی پتانسیل دیالوگ های خوب و صحنه های قشنگ رو داشت. من به فیلمنامه نویس احترام میذارم اما کارگردان یه جورایی بله دیگه ! تو فیلم ! 

اما... از بازیگرا نگم براتون :((((( چقدرررررررررر اینا خوب بازی کردن. چقدررررررررررر خدایا! یعنی من باورم نمیشد اینا سالمن تو دنیای واقعی! البته اینام زحمت کارگردان بوده، ولی خط سیر داستانو من دوست نداشتم.


آهنگ داشت، و ازین نظر هندیش کرده بودن. عاشقانه هم بود بله. ولی اون اسطوره سازی به اون شکل نداشت. که قلب آدم از جا در بیاد و بگه من عوض شدم و دنیا رو عوض میکنم! ( برای دوستانی که میگن چرا میگی اینجاش هندی بود اینجاش اینجایی D: من تعریفم از هندی همچین فیلمیه. فیلمایی مثل دانگال، مثل سوپر سی، مثل عاشقی 2، مثل ویر و زارا ، پد من و ... ) 


یک تفاوتی دارنفیلمای عاشقانه ی کره و هند. حداقل تا جایی من دیدم. تو فیلم هندی، عشق والاتر از ازدواجه. اگه عاشق کسی باشی، ازدواج هم کنی از خونه شوهر فرار میکنی میری دنبال عشقت. اما تو فیلم کره ای نه. اون تعهد از همه چی بالاتره. نمونه ش یانگوم، سایمدانگ. که تو سایمدانگ میبینید عشقش اومد پیشش، ولی یه شب بعد از عروسی رسید. سایمدانگ گفت برو، من دیگه اولین شب عروسیمو گذروندم. و حتی بعد از سالها که شوهرش بهش خیانت میکنه باز هم شوهرشو رها نمیکنه. حالا من نمیگم کدوم خوبه، ولی این تفاوت فرهنگی رو بینشون دیدم. 



+ فیلمای Badhaai Ho  و Andhadhun رو هم دیدم. با هنرمندی آیوشمان :)))) اسماشونو یاد گرفتم . اخه سه تا فیلم پشت هم دیدم نقش اصلیش این بود. قشنگ بودن ولی هندی نبودن به نظر من. یکمم این آیوشمان وقتی تو فیلما لوس میشه ازش خوشم نمیاد. یه حسی شبیه شاهرخ استخری بهم میده D: اخموشو دوس دارم فقط. مثل آرتیکل 15


ولی در کل اصلا معیارهای من از فیلم هندی رو نداشتن. خلاصه میگم داستانشونو : 


بادهای هو (مبارکه!) : یه زن و شوهر سر پیری معرکه گیری! بله دیگه! دوتا پسر بزرگ هم دارن که یکیشون همین آیوشمانه. باز این عاشق یه دختریه ( ازون عشق آبکیاس البته. همین باهمن فقط. منکه بینشون عشقی ندیدم!) و حالا دیگه ماجرا پیدا میکنن و زبانزد خاص و عام میشن


ملودی کور : یه پیانیسته (آیوشمان) که کوره! ولی در واقع کور نیست! و میبینه! اما ... میبنید آنچه نباید ببینید و ... خیلییییییی خشن بود و به نظر من صددرصد هالیوودی بود این حجم از خشونت. خشونت هندی بزن بزنه و دعوا. هالیوودی همدیگرو سوراخ سوراخ میکنن تا خون از اقصی نقاط بدن فواره بزنه! تو بخوان این حدیث مفصل را ...