de novo یعنی چیزی که از صفر ساخته بشه. برگرفته از چیز دیگه‌ای نباشه. 

تا حالا در مورد تکامل و به وجود اومدن ژن‌های جدید چند تا راه پیشنهاد شده بود : نوترکیبی ، جهش ، کپی برداری 

نوترکیبی یعنی حین لقاح ژن‌ها جابجا بشن و در ترکیب دیگه‌ای قرار بگیرن که اشتباهات حین نوترکیبی میتونه منجر به جهش هم بشه


جهش هم در اثر عوامل محیطی مثل uv به وجود میاد و هم در اثر اشتباهات رونویسی


کپی برداری هم یعنی یه ژن به دلایلی توی ژن تبدیل به دوتا ژن بشه و حالا ژن دوم مسیر تکاملی متفاوتی رو پیش بگیره و منجر به تولید یه پروتئین متفاوت بشه


ژن‌ها بین گونه‌ها هم میتونن منتقل بشن و باز هم ایجاد تنوع و ژن‌های جدید کنند


اماااا...

امروز یه مقاله میخوندم که پیشنهاد داده بودن درصد خیلی زیادی از ژن‌ها از هیچ ژن قبلی‌ای گرفته نشدن و de novo به وجود اومدن. حالا چطور ممکنه یه ژن از هیچی ساخته بشه و در جهت فشار تکاملی هم باشه؟ 

ببینید ما توی کل ژنوممون، فک میکنم چیزی حدود ۵% ژن کد کننده داریم، و اگه اشتباه نکنم حدود ۵۰% از ژنوم هیچ عملکردی براش شناخته نشده. حالا یکی از فرضیه ها اینه که این حجم از DNA بیکار، ممکنه در به وجود اومدن این ژن‌های de novo نقش داشته باشن و ماده‌ی خام ژن‌های جدید باشن. یه شواهدی هم این فرضیه رو تایید میکنه. 

یه فرضیه در ادامه میگه این ژن‌های بیکار، به مقدار خیییلی کم بیان هم میشن، و اگه تکامل جایی بهشون نیاز پیدا کنه میتونه یه بخش رو انتخاب کنه و اونو بهبود ببخشه به سمت دلخواهش. 

توی یه تحقیق اومدن یه سری ژن خیلی کوتاه کد کننده‌ی پپتیدهای کوتاه فاقد عملکرد رو به صورت رندوم وارد باکتری کرده‌ن، و دیدن که این پپتیدهای بیخودی تونستن گاهی مقاومت به آنتی بیوتیک رو تا ۸۰ برابر افزایش بدن و گاهی هم باعث کند شدن رشد یا اتفاقات دیگه شده‌ن. این یعنی همین کوچولوها میتونن توسط تکامل انتخاب بشن. چون اثر فنوتیپی دارن با اینکه نقش مستقلی ندارن. 


خب اگه شواهد بیشتری براش پیدا بشه، الگوریتم‌هایی بتونیم توسعه بدیم که بتونه تشخیص بده کدوم ژن د نوو و کدوم از روش‌های دیگه به وجود اومده؛ میتونیم فهم خیلی بهتری نسبت به ژن‌ها و نحوه‌ی کار طبیعت پیدا کنیم. 


بعد اینکه از کجا به این موضوع هم پی برده بودن جالب بود. یه نوع ماهی هست که زیر یخ‌های قطبی در دمای زیر صفر زندگی میکنه. اینا میگفتن چطور توی دمایی که آب یخ میزنه و بلور تشکیل میده سلولای این ماهی یخ نمیزنن. بعد فهمیده بودن یه نوع پروتئین خاص کد میکنه که میاد به هسته‌های یخ توی سلول متصل میشه و مانع از پیشرفتش میشه. بعد گفتن خب ما توی گونه‌های نزدیک به این ماهی همچین چیزی رو ندیدیم،  این ژن از کجا منشا گرفته؛ و بعداً فهمیده‌ن که این ژن de novo به وجود اومده. 


یه قسمتی از اهمیت این فرضیه در مورد سرطانه. چون ممکنه ژن‌های توده‌زایی هم وجود داشته باشن که de novo به وجود بیان و ما تا حالا اصلا دنبالشون هم نگشته‌یم. البته سرطان خیلی بحث جالبیه و فرضیه‌های جالب زیادی پیرامونش وجود داره. شاید یه روز منحصراً در مورد سرطان نوشتم.