فیلم : Badla (انتقام)

ادامه مطلب...
۳۰ خرداد ۹۸ ، ۲۰:۱۳ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

منابع المپیاد شیمی

لینک المپیاد های استرالیا 


رشته های زیست فیزیک شیمی 

از سال 2007 تا 2012

شیمی: تا 2014


 المپیادهای شیمی کانادا + پاسخ قسمت آ 

از سال 2007 تا الان




۳۰ خرداد ۹۸ ، ۱۷:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لبخند ...

غذا : نرگسی اسفناج

ازین ببعد یه سری غذاهای خیلی سریع دانشجویی رو میذارم که هم اول از همه یه فهرست از  تجربیاتم برا خودم داشته باشم و هم حالا شاید به درد کسی خورد. 


نرگسی اسفناج 

ادامه مطلب...
۲۹ خرداد ۹۸ ، ۱۴:۵۰ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لبخند ...

فیلم : هتل بمبئی

بعداٌنوشت : نازنین بنیادی هم یکی از بازیگراش بود! من حدس زدم این ایرانی باشه ها، چون تو فیلم هم اسمش زهرا کاشانی بود، ولی چون هندی حرف زد گفتم نه حتما دورگه ی ایرانی هندیه.

ادامه مطلب...
۲۸ خرداد ۹۸ ، ۲۱:۰۵ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لبخند ...

قالب جدید و داستان‌های دیگر

قالب جدید + زامبی‌های کوچک + آب که از سر گذشت 

ادامه مطلب...
۲۸ خرداد ۹۸ ، ۱۴:۱۲ ۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لبخند ...

کولر و داستان‌های دیگر

جلوگیری از فاجعه + کولر + بی‌دقتی

ادامه مطلب...
۲۵ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۴۷ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

امتحان اصول مهندسی ژنتیک

میخوام سوالات امتحانو در ادامه مطلب بنویسم. 


ادامه مطلب...
۲۵ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۵۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

کتاب : هفته‌ی چهل و چند

نشر اطراف که نیاز به تعریف نداره و این کتابش هم عالی بود! 


بیست روایت از بیست مادر. در مورد تجربه‌ی مادر شدنشون. کتاب برای هدیه دادن هم خیلی کتاب مناسبیه. نه فقط برای مادرها، برای همه. البته مثلا ۱۶ سال به بالا. کتاب بزرگساله. 

نسخه‌ی الکترونیکیشو از طاقچه خوندم چون وی آر این ا کرایسیس!! 


چیزایی که من از این کتاب یاد گرفتم : 

بچه‌ها با هم خیلی متفاوتن و اصلا قابل پیش‌بینی نیستند

شیفت دیلیت تمام کتاب‌های روانشناسی! ( اینو از قبل هم نظرم بود )

بچه‌ها بیشتر از گفتار ما، از رفتار ما یاد میگیرن، اگه بچه‌مون مشکلی داره به جای اصلاح بچه به فکر اصلاح خودمون باشیم

کودکان هم بخشی از "جامعه" هستند. اگه بچه‌ای تو اتوبوس گریه میکنه تقصیر مامانش نیست که بچه رو آورده تو اتوبوس، تقصیر بچه نیست که به دنیا اومده، در واقع مقصر هیچ کس نیست. فقط باید بدونیم بچه‌ها گاهی گریه می‌کنن. همین. 

به سوال‌های عقیدتی بچه‌های دیگران هرگز جواب ندیم. بذاریم پدر و مادراشون خودشون جواب بدن.


داستان های مورد علاقه‌ی من داستان‌های خانم‌ها رضوان خرمیان، فاطمه ابوترابیان و فاطمه حجوانی بود. البته راستشو بخواین منظورم اینه بچه‌های مورد علاقه‌ی من بچه‌های این خانما بودن. دوس دارم منم بچه‌مو اینجوری بزرگ کنم. کتابخون، پرسشگر و فارس‌زبان. 


قسمت‌هایی از کتاب که دوست داشتم : 


دوران مادری پایان بارداری جسم و آغاز آبستنی ذهن از انواع دغدغه‌هاست


بچه‌ها بیش از هرچیز تابعی از رفتار والدینشان هستند نه آموزش‌های آنها


آدم وقتی مادر می‌شود دیگر نمی‌تواند هروقت دلش  خواست دعوای زن و شوهری بکند، ناامید بشود یا گریه کند. این مسئولیت بیش از هرچیز آدم را به واقعیت نزدیک می‌کند و هیچ‌چیز بهتر از رها شدن از دامن  عدم بلوغ، توهمات بی‌اساس و غرق شدن در منویات شخصی نیست. مادر شدن به آدم یاد می‌دهد چطور  مسئولیت پذیر باشد، طوری که بخواهد زنده بماند و برای قد کشیدن فرزندش درست  زندگی کند. 


هربچه‌ای برای سلامتی روحی بیشتر از هرچیز به رابطه‌ی عاطفی عمیق با پدر و مادرش احتیاج دارد تا بقیه‌ی چیزهایش هم روبه‌راه باشد. منِ مادر اگر هزارسال هم انگلیسی یا آلمانی خوانده باشم، بازهم با هیچ زبانی جز فارسی نخواهم توانست با او رابطه‌ای را که دلم می‌خواهد برقرار کنم.


البته تمام لحظات کتاب به خصوص وقتی بچه‌ها زبون بازمی‌کردن و نقل و نبات از کلماتشون میریخت بیرون دوست داشتنی بودند *__* 





۲۴ خرداد ۹۸ ، ۱۸:۱۷ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

در ستایش سالخوردگی

کتابی در مورد هسه، از زبان خودش. نامه‌ها و نوشته‌های پراکنده‌ی او در دوران سالخوردگی.

هسه را با تمام وجودم احساس میکنم. آنجا که از ستایش آهستگی‌ها می‌گوید. آنجا که از همه‌چیز در زندگی لذت می‌برد، و خودش را در پدیده‌ها می‌یابد.

معتقد است هرکسی خواستار آن است که اندکی حق را به خودش بدهد و در عین حال باعث رنجش دیگران نشود. بار دیگر همین اعتقاد را جور دیگری بیان می‌کند؛ وقتی در پاسخ نامه‌ای از یک جوان، می‌گوید من هرچه بنویسم، او برداشت خودش را خواهد کرد، و در نهایت نیروی درونی اوست که به موافقت با من بر‌می‌خیزد یا موافقت‌ می‌کند و باز به دنبال پاسخ در جای دیگری می‌گردد. شاید هم موافق آن است که به این سردرگمی خود ادامه دهد و از پاسخ‌های گوناگون خودش را بجوید.


هسه معتقد است مادامی که به طبیعت به چشم رابطه‌ی خود با آن و بهره‌برداری از آن می‌نگریم آن را نمی‌بینیم. و تنها زمانی زیبایی‌های آن بر ما جلوه‌گر می‌شود که طبیعت را از آن خودش بدانیم.


از خواندن نوشته‌هایش سیر نمی‌شوم. خودم را در او می‌یابم، و بر آرامشم افزوده می‌شود. امیدوارم کتاب دیگری به زودی از او بخوانم.


۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۵:۴۹ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لبخند ...

قربون بند کیفتم...

دلم گرفته دیگه. 

مثلاً واسطه‌گری کردی، دوندگی کردی، که کار بهش بدن، که ازدواج کنه؛ بعدش که همه چی خوب شد، ازش خواستی که یه وام از حسابش برات برداره و خودت پرداخت کنی؛ اونقدر اخم کنه که زنگ بزنی بهش بگی دیگه نمیخوام جور شده پول. 

مثلا تمام پس اندازتو بدی پول پیش خونه، هنوز ولی کار ثابت پیدا نکرده باشی،فقط به اندازه‌ی خورد و خوراکت در بیاری، بعدش برن دورهمی و حتی بهت زنگ نزنن خبر بدن که منتظرشون نشی ناهار بیان خونه. 


مثلاً خواهر و برادرات باشن.


+ هیچ کدوم از ادمای واقعی این دوتا داستان من نیستم. اما دلم خیلی می‌گیره. خیلی. 

++ امام علی میگه اگه از خویشانت دستتو بگیری تو ازونا یک دست گرفتی ولی ده‌ها دستو از خودت دور کردی. خیلی چیزای دیگه هم میگه. 

+++ چی شد که همه چیمون شد پول؟ 

۰۶ آبان ۹۷ ، ۱۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لبخند ...