۴ مطلب با موضوع «دانشگاه» ثبت شده است

حقوق مالکیت فکری

یه کلاسی این ترم داریم که استادش حقوق خصوصی خونده و اومده بهمون حقوق مالکیت فکری درس بده. البته نگم که عنوان درس اقتصاده  D: 

ولی خب استاده رو خیلی دوس دارم و خیلیم آدم باسواد و باتجریه ایه. یه جورایی منت سرمون گذاشته اومده بهمون درس بده. 


یه چندتا خاطره بامزه گفت گفتم براتون بگم.


میگفت یه اقایی اومده گل رز بدون خار اختراع کرده. کلی هم روش کار کرده. اومده ایران ثبت کنه گفتن نه این قابل ثبت نیست دردی از جامعه دوا نمیکنه ! بعد رفته فرانسه، اونجا پتنت کرده، تو سال اول 7.5 میلیارد دلار درآمد کسب کرده :/ تو دلم میگم خداروشکر که تو ایران براش ثبت نکردن. حکمت خدا رو ببین :////


مورد دوم یکی بود که یه نوع آلیاژ از ترکیب ده فلز درست کرده بود که رسانایی بیشتری از مس داشت و در عین حال خیلی خیلی ارزونتر تموم میشد. رفته پتنت کرده تو ایران و میگفت اداره ثبت هم خیلی امیدوار بوده به این طرح. بعد رفته پیش وزارت نیرو که طرحو بهش بفروشه، گفتن ما نمیخریم. اعتماد نداریم. بعدش رفته با یه شرکت خصوصی قرارداد بسته که تولید انبوهش کنن بعد بفروشن. بازم وزارت نیرو نخریده ازش محصولشو. هیچی پامیشه میره سوئد اونجا پتنتش میکنه. و همون سال اول از این سیم برای مدار خودروهای ولوو استفاده میشه و خلاصه دیگه پارو کن پولا رو ... 

اصلاً قسمت همین بوده D: 

اینم گفت که امسال تو تهران یه نفر 1.7 کیلووومتر کابل مسی دزدیده!! و حدود دو میلیارد پول به جیب زده D: یعنی اینجای دنیاییم ها! اینجا!


بعد ما چون تو ایرانیم و یعنی در هیچ مجمع و قرارداد بین المللی حضور نداریم و البتههههههههه تحریمیم! میتونیم چیزایی رو پتنت کنیم که تو کشورای دیگه هم پتنت شده، چون بهشون نیاز داریم. اما ازونجایی که کشورمون حتی قوانین خودش رو هم نمیتونه به درستی اجرا کنه، اومدیم شونصدتا اداره ثبت اختراع زدیم. تسلیحات جدا، زیست فناوری جدا، عمومی جدا، کوفت و درد جدا. بعد حالا یه اقایی یه میکروارگانیسمی تولید میکنه که میتونسته لکه های نفتی رو بخوره و میاد اداره ثبت که اینو ثبت کنه. بهش میگن اقا برو کجای کاری این قبلا تو امریکا ثبت شده! ااا مگه قرار نبود چون ما تحریمیم فقط کشور خودمونو حساب کنیم؟ نخیر اینجا منطقه آزاده کل دنیا حسابه :/ البته الان اون اداره ثبت مناطق آزادو منحل کردن الحمدلله!


دیگه چندتا داستان دیگه هم گفت ولی جالباش همینا بودن.


و گفت سه تا استثنا داریم تو ثبت اختراعات. 


یک. چیزی که بر خلاف اخلاق حسنه و نظم عمومی باشه قابل ثبت نیست. مثلاٌ میگفت یه اقایی اومده یه نوشابه رو ثبت کنه. بعد نوشابه هه الکلی نبوده اما مواد دیگه ای داشته که همون اثراتو بر روح و روان ادم میذاشته و خلاصه از حالت عادی خارجش میکرده. طرفو نه تنها ثبت نکردن اختراعشو، اعلام جرم هم کردن D: 

یا میگفت یه پاکستانی اومده ایران، از قوانین انگاری خبر نداشته، میخواسته روش تخمیر شراب ثبت کنه!


دو. روش های جراحی و درمان قابل ثبت نیستند.

سه. اختراع انسان قابل ثبت نیست.


:) همینا دیه 


این بود جلسه ی اول ما





۱۰ مهر ۹۸ ، ۱۰:۵۷ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
لبخند ...

صبر ما هم طاقتی دارد

دارم دنبال استاد و دانشگاه میگردم برای ارشد اپلای کنم :( 

آلمان، انگلیس، فرانسه، سوییس، ... هرجا که شد...

پولمون به آمریکا و کانادا و استرالیا که نمیرسه.

پرینستون :((( 

 

چقدر برنامه و هدف توی ذهنم داشتم. چه تابستون پرباری رو پیش روی خودم می‌دیدم. فک می‌کردم مطمئنم که قراره چیکار کنم. هیچی خوب نیست این روزا. نه مواد هست، نه کیفیت، نه تجهیزات، نه انگیزه. حالا هم استادای گروه بخاطر کم بودن دانشجو، میخوان از ارشد و دکتری دانشجو بپذیرن. فاتحه‌ی بیوتک رو اون سالی که کارشناسی ناپیوسته گرفتن خوندن. امسال هم با این طرح انشالله به ابدیت می‌پیونده این رشته. دیگه هیچکس قصد موندن نداره. 

 

اگه استادی میشناسید که تو زمینه‌ی مولکولی کار میکنه بهم معرفی کنید :) 

 

 

۲۶ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۱۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لبخند ...

امتحان اصول مهندسی ژنتیک

میخوام سوالات امتحانو در ادامه مطلب بنویسم. 


ادامه مطلب...
۲۵ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۵۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

چطور زمان خود را مدیریت کنیم (1)

حرف و سخن که بسیار است! اما من در این سلسله پست ها با همین عنوان، راه های مختلفی رو امتحان میکنم و نتیجه ش رو هم همینجا اعلام می دارم.


1. به اتاق مطالعه برویم!

من توی خوابگاه زندگی میکنم و اتاقمون با اینکه همیشه ساکته اما اکثر اوقات به هم ریخته س و چون کل زندگی آدم تو یه اتاقه، اصلاً اون حس درس خوندن نمیاد. اینجوریه که تصمیم گرفتم برای درس خوندن بیام اتاق مطالعه و اینجا هم جز درس خوندن حق ندارم کاری انجام بدم و اگه میخوام برم تو گوشیم یا هرچی باید برم تو اتاق. مغزم باید شیرفهم شه که اتاق مطالعه = درس.


2. اپلیکیشن Smarter Time

من زمان کنکور، برای اینکه بفهمم زمانم کجا داره تلف میشه و کلا ببینم در طول روز دارم چیکار میکنم دقیقاً، ریز به ریز کارهامو در طول روز به مدت دو هفته نوشتم. (کارهایی در حد اینکه از ساعت 3:05 تا 3:07 سیب خوردم، از 6:00 تا 6:01 رفتم دستشویی و از 8 تا 8:06 بیدار شدم و توی تختم نشستم تا ویندوزم بالا بیاد.) حالا اما راستش هربار تلاش کردم برای مدیریت زمانم دوباره اونکارا رو بکنم نشده، ولی این اپلیکیشن رو پیدا کردم که دقیقاٌ برام همونکار رو انجام میده و چون گوشی همیشه کنارمه هیچ وقت یادم نمیره ثبت کنم دارم چیکار میکنم. و هر شب نگاهش میکنم، ببینم تو طول روز چیکار کردم، کجاها رو باید کمتر کنم، کارهای فردامو رو همون عکس مینویسم و روز بعد سعی میکنم به صراط مستقیم نزدیکتر شم.


فعلاً همینا رو داشته باشید تا بعد.

۲۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۳۹ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
لبخند ...