۱۴ مطلب با موضوع «فیلم» ثبت شده است

فیلم : Barfi

:( اشکمو در آورد

خیلی دوز عشقش بالا بود


برفی ( رانبیر کپور) یه پسر ناشنواس ( طبیعتاً حرفم نمیتونه بزنه) که یکمم شیطنتاش زیاده و از لحاظ عقلی هم نه اینکه کم داشته باشه، اما کارای متعارف نمیکنه. خیلی برونگرا و شاد و آزاد زندگی میکنه. 

شورتی ، دختر یه سروانه که برای یه مدتی میاد توی اون محله، و اینا رفته رفته به هم علاقه مند میشن. اما شورتی نامزد داره و بعد از مدتی باید برگرده. دیگه بقیه شو براتون تعریف نمیکنم. اما همینو میگم که بدونید داستان اصلی شاید به شورتی نامربوطه و جریانات دیگه ای توی زندگی برفی اتفاق میفته که ورق خیلی برمیگرده.


داستان کلی رو دوست داشتم. ولی اینکه شورتی راوی داستان بود رو اصلااااااا دوست نداشتم. به نظرم فیلمو خراب کرده بود و نمیذاشت آدم توی اون حس رئال فرو بره. همش شورتی واستاده بود کنارت و همراه تو به فیلم نگاه میکرد. 

خیلی دیالوگ محور نبود با اینکه خیلیییییییی پتانسیل دیالوگ های خوب و صحنه های قشنگ رو داشت. من به فیلمنامه نویس احترام میذارم اما کارگردان یه جورایی بله دیگه ! تو فیلم ! 

اما... از بازیگرا نگم براتون :((((( چقدرررررررررر اینا خوب بازی کردن. چقدررررررررررر خدایا! یعنی من باورم نمیشد اینا سالمن تو دنیای واقعی! البته اینام زحمت کارگردان بوده، ولی خط سیر داستانو من دوست نداشتم.


آهنگ داشت، و ازین نظر هندیش کرده بودن. عاشقانه هم بود بله. ولی اون اسطوره سازی به اون شکل نداشت. که قلب آدم از جا در بیاد و بگه من عوض شدم و دنیا رو عوض میکنم! ( برای دوستانی که میگن چرا میگی اینجاش هندی بود اینجاش اینجایی D: من تعریفم از هندی همچین فیلمیه. فیلمایی مثل دانگال، مثل سوپر سی، مثل عاشقی 2، مثل ویر و زارا ، پد من و ... ) 


یک تفاوتی دارنفیلمای عاشقانه ی کره و هند. حداقل تا جایی من دیدم. تو فیلم هندی، عشق والاتر از ازدواجه. اگه عاشق کسی باشی، ازدواج هم کنی از خونه شوهر فرار میکنی میری دنبال عشقت. اما تو فیلم کره ای نه. اون تعهد از همه چی بالاتره. نمونه ش یانگوم، سایمدانگ. که تو سایمدانگ میبینید عشقش اومد پیشش، ولی یه شب بعد از عروسی رسید. سایمدانگ گفت برو، من دیگه اولین شب عروسیمو گذروندم. و حتی بعد از سالها که شوهرش بهش خیانت میکنه باز هم شوهرشو رها نمیکنه. حالا من نمیگم کدوم خوبه، ولی این تفاوت فرهنگی رو بینشون دیدم. 



+ فیلمای Badhaai Ho  و Andhadhun رو هم دیدم. با هنرمندی آیوشمان :)))) اسماشونو یاد گرفتم . اخه سه تا فیلم پشت هم دیدم نقش اصلیش این بود. قشنگ بودن ولی هندی نبودن به نظر من. یکمم این آیوشمان وقتی تو فیلما لوس میشه ازش خوشم نمیاد. یه حسی شبیه شاهرخ استخری بهم میده D: اخموشو دوس دارم فقط. مثل آرتیکل 15


ولی در کل اصلا معیارهای من از فیلم هندی رو نداشتن. خلاصه میگم داستانشونو : 


بادهای هو (مبارکه!) : یه زن و شوهر سر پیری معرکه گیری! بله دیگه! دوتا پسر بزرگ هم دارن که یکیشون همین آیوشمانه. باز این عاشق یه دختریه ( ازون عشق آبکیاس البته. همین باهمن فقط. منکه بینشون عشقی ندیدم!) و حالا دیگه ماجرا پیدا میکنن و زبانزد خاص و عام میشن


ملودی کور : یه پیانیسته (آیوشمان) که کوره! ولی در واقع کور نیست! و میبینه! اما ... میبنید آنچه نباید ببینید و ... خیلییییییی خشن بود و به نظر من صددرصد هالیوودی بود این حجم از خشونت. خشونت هندی بزن بزنه و دعوا. هالیوودی همدیگرو سوراخ سوراخ میکنن تا خون از اقصی نقاط بدن فواره بزنه! تو بخوان این حدیث مفصل را ... 

۱۳ مهر ۹۸ ، ۲۱:۲۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
لبخند ...

فیلم : Article 15



- می خوای منم یه فعال (activist ) باشم، اما من مرد قانون ام. تو یه قهرمان میخوای آدیتی

+ نه آیان من قهرمان نمیخوام. فقط یکی رو میخوام که منتظر قهرمان نمونه


article 15 یا ماده 15 قانون اساسی، میگه تمام مردم صرف نظر از دین، نژاد، وضعیت مالی و ... باهم برابرند. آیان یه افسر پلیسه که پدرش اونو به یه منطقه ی مرزی فرستاده برای تنبیه. روز اولی که میاد یه خانواده میان تا گزارش مفقود شدن دخترشونو بدن، ولی دستیار ارشدش اونا رو رد میکنه. میگه اینجور چیزا اینجا عادیه، دخترا فرار میکنن، بعد از چند روز دوباره برمیگردن. فردای همون روز جسد دو تا از دخترا پیدا میشه ... و ماجرا شروع میشه...


خوب بود. مفهومی که میخواست برسونه رو دوست داشتم. فیلم صحنه نداشت ولی خب ذات فیلم مناسب زیر 18 سال نیست. فضا رعب انگیزه. 

سبک کارگردانی هندی نبود رئال بود، اما داستان کاملاٌ هندی بود و هالیوودی نبود. از 10 بهش 7.5 میدم. دوسش داشتم. اون غم درونش یکم ایرانی بود D: 



۱۱ مهر ۹۸ ، ۱۹:۲۳ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

فیلم : Aravindha Sametha Veera Raghava


قضیه ی دوتا قبیله توی یه روستاست، که سر یه چیز بیخود دعواشون میشه و یه نفر کشته میشه. بعدش دیگه هی برای انتقام جویی اینا میکشن اونا میکشن اینا میکشن اونا میکشن... تا اینکه این آقا که توی اخرین جنگ پدرش کشته شده، تصمیم میگیره انتقام نگیره و صلح رو برقرار کنه. طی این جریانا با یه دختری آشنا میشه که اونم روش تاثیر میذاره. ولی این راهی نیست که به این سادگیا بشه هموار کرد...


از لحاظ محتوا و مفهوم دوسش داشتم. از 10 بهش 6.5 میدم. فیلم تم هندی داشت که من دوست دارم و هالیوودی نبود. 


بدیاش :

به اندازه ای که از یه فیلم هندی توقع داشتم عاشقانه نبود.

صحنه های خونریزی و جنگش خیلی خیلی وحشتناک بود. واقعا مناسب هیچ سنی نیست این صحنه ها.

میتونست ماجرا پیچیده تر و جماسی تر و به قولی هندی تر هم بشه. 

۱۰ مهر ۹۸ ، ۲۱:۳۸ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

فیلم : Dangal

Related image



اول بگم که فیلمشو خییییییلی دوست داشتم ^__^ هندی بود و بر اساس واقعیت


ماجرا در مورد یه کشتی گیر توی یکی از روستاهای هنده که قبلاً خیلی کشتی گیر ماهری بوده، ولی بخاطر اینکه پول نداشته تا مرحله ملی جلو نمیره و کلاً کشتی رو رها میکنه تا بتونه کار کنه و پول در بیاره. ولی آرزوی مدال طلا رو همچنان داره و میخواد بچه‌هاش کشتی گیر بشن تا رویاشو برآورده کنن. اما... هرچی منتظر یه پسر میشه به دنیا نمیاد و عوضش چهار تا دختر به دنیا میاد. خیلی ناامید و افسرده میشه و حتی دیگه برای تماشای مسابقات کشتی هم نمیره. اما بعدش یه اتفاقی میفته ...

بقیه‌شو خودتون ببینید ;) 

--


میخواستم دیالوگاشو بنویسم، بعد دیدم دیالوگا جملات قشنگی نیستن به تنهایی، بلکه توی جریان اون داستان و ماجرا هستن که تو عمق روحت نفوذ میکنن و بهت میگن : سخت تلاش کن! اصلا هرچی از خوبی و قشنگی این فیلم بگم کم گفتم. کاملاٌ هم خانوادگیه.


وقتی گ زمین میخوره :

+ ببخشید 

- این کشتیه! با سه تا ببخشید بازی تموم میشه


بعد از باختن : 

تو خیلی عوض شدی. هنوز یادمه وقتی اولین کشتی رو باختی شبش اصلا نخوابیدی. ولی الان باوجود باخت تو چنین بازی مهمی، یه لحظه ناراحتی تو چهره ت ندیدم.




۰۴ مهر ۹۸ ، ۱۲:۲۴ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

شهامت تغییر

انقد این روزا فیلمای خوبی دیدم که نمیدونم از کدومش بگم D: 
باز مهر رسیده و سرم مثل لونه مورچه شلوغه

ولی بذار از super 30 بگم.

اونجایی که آناند کومار ، معلمی که تصمیم میگیره به فقرا مجانی درس بده، وقتی خبرنگار بهش میگه میخوان سرتو بزنن؛ میگه :
- اگه اتفاقی برای من افتاد، در موردش چیزی ننویس. آدمای زیادی برای به وجود آوردن یه تغییر تلاش میکنن. اینجوری ممکنه شهامتشون رو از دست بدن...


۰۲ مهر ۹۸ ، ۱۷:۵۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

فیلم : Arrival

 

با اینکه فیلمش علمی تخیلی بود ولی دوسش داشتم. داستان در مورد بیگانه‌هاییه که وارد زمین شدن و حالا یه باستان‌شناس ( یا همچین چیزی) مامور میشه باهاشون ارتباط برقرار کنه و زبونشونو بفهمه. 

 

با دونستن آینده هم میشه از زندگی لذت برد. و میشه همون اشتباهات رو تکرار کرد و پذیرفت. چون شاید توی این دنیا مرز خوب و بد و درست و غلط اونقدرها از هم تفکیک شده نباشن. به نظر من این پیامی بود که همراه خودش داشت. 

 

به طور کلی در مورد فیلم‌هایی که‌ توشون یه بیگانه هست : 

چرا ما باید اون کسی باشیم که سعی میکنه ارتباط برقرار کنه و اونا رو بفهمه؟ چرا اونا کسی نیستند که خودشونو معرفی میکنن؟

 

چرا همش دنبال یه هدف میگردیم؟ میخوایم ازشون بپرسیم چرا اومدن به زمین! خب بذار اینجوری فکر کنیم. خود ما چرا ایییینهمه هزینه میکنیم تا ببینیم توی سیاره‌های دیگه حیات هست یا نه؟ آیا میخوایم اونا رو تصرف ‌کنیم؟ یا اثلا دنبال هدف خاصی به جز اغنای کنجکاویمون هستیم؟ 

 

۱۷ شهریور ۹۸ ، ۱۷:۳۹ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

فیلم : divergent

خب فیلمشم رفتم دیدم. من فک میکردم کل سه جلد تو همین فیلمه بعد فهمیدم نه هر کتابش یه فیلم جداست. که البته خیلی خوشحال شدم؛ چون تقریباً همه‌ی اتفاقات کتاب توی فیلم هم بود و حتی فیلم خیلی جذاب تر بود به نظر من. اابته فیلمش هم دوساعت و خورده‌ای بود. خشونتش کمتر بود و ( اسپویل )  واقعاً اونجایی که چاقو زد تو دست ژنین خییییلی با حرکتش حال کردم. خیلی D: 

 

اولش گفتم این چه بازیگریه برا نقش تریس انتخاب کردن. این یه چوب خشک واقعیه :)))))) من یه چهره‌ای شبیه به اون دختره تو هتل ترانسیلوانیا تو ذهنم بود. ولی بعداً فک کردم دیدم اتفاقا خیلی بازیگر خوبی انتخاب کردن. چون آدم بخاطر چهره‌ش عاشقش نمیشه و واقعاً اون چوب خشکی که تبدیل به سنت شکن میشه رو میبینی درونش. 

 

وای این فور چقد قیافش ایرانیه D: ولی هرچی فک نمیکنم نمیفهمم شبیه کیه. مطمئنم به چهره شبیه اینو قبلا دیدم . و واقعا اصلا همون جدیتش و اخمش خیلی جذابه D: استغفرالله

البته من تو کتاب خیلی فور رو دوست داشتم؛ البته تو جلد اول خیلی بیشتر، و از انتخاب بازیگرشون وااااقعا راضیم

 

 

۱۶ شهریور ۹۸ ، ۲۰:۰۸ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
لبخند ...

استاد شین

+ ما به یک پزشک متفکر نیاز داریم، نه یک پزشک باهوش

 

یانگوم که خیلی باهوشه و همه ی درساشو عالیه، مورد بی توجهی استادش قرار میگیره. هرچی یانگوم بهش میگه چرا به من نمره منفی میدین منکه همه رو درست جواب دادم اون چیزی نمیگه، فقط میگه تو به خودت مغرور شدی. و داستان از این قراره که این استاده خودش بخاطر مغرور شدنش توی تشخیص بیماری ها، یه بار یه بیماری رو اشتباه تشخیص میده و باعث مرگ اون شخص میشه. 

 

بعدش توی آزمون عملی ، ضعیف ترین فرد کلاس و یانگوم با همن. یانگوم معاینه میکنه و سریع میگه این بیماریش اینه. شین بی (دختر دیگه) میگه من ده روز وقت لازم دارم تا بتونم تشخیص بدم. استاده هم میگه باشه شما ده روز وقت دارید. و توی این ده روز یانگوم کارای دیگه میکنه و شین بی مدام از بیمار وضعیتشو میپرسه، و کنکاش میکنه توی علائم و علت وقوع بیماری. یه روز اتفاقی یانگوم میشنوه که موقع گرفتن شرح حال، مریض به شین بی میگه که من خاک خوردم. و اونجاست که یانگوم به اشتباهش پی میبره و میفهمه چرا استادش بهش نمره ی منفی داده. 

 

و بعد استادش بهش میگه شغل پزشکی به شخصیت متفکری نیاز داره که دائماً سوال بپرسه  و به دانسته هاش شک کنه، افراد باهوش برای پزشکی خطرناکن. اگه میخوای پزشک بشی باید این شخصیتو توی خون و استخونت حک کنی. 

----

 

اونقدر این فیلمو دوست دارم که دلم میخواد تمام دیالوگاشو از بر کنم و هر وقت ناامیدم یا خسته ام بشینم ببینم دوباره که یانگوم چطور تلاش میکنه و از پا نمیشینه. 

 

 

۰۳ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۱۰ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
لبخند ...

فیلم : سرخپوست

مامانم اونروز زنگ زده بود گفت دخترخاله‌ت فک کنم حوصله‌ش سررفته تهران؛ زنگ بزن بهش باهم برین بیرون. منم دیگه بهش پیام دادم گفتم بریم سینما؟ گفت بریم. رفتیم سینما مگامال سرخپوست دیدیم. منم ظرف بردم برا موقعی که پفیلا میخریم یه بار مصرف نده بهمون. سینماش خیلی خوب بود فقط چون دیر رسیدیم چند دقیقه رفتیم همون جلو نشستیم و گردنمون یکم درد گرفت. یکمم سرد بود. ولی کیفیت صدا و تصویرش خیلی خوب بود. 

 

من کلاً دید خوبی نسبت به فیلمای ایرانی ندارم. بخاطر خیلی چیزا. ولی این فیلمو دوست داشتم مخصوصاً فیلمبرداریش واقعا عالی بود و نمره یک رو به فیلمبرداریش  میدم. داستانش هم قشنگ بود و فیلم جدی‌ای بود، در عین حال که گریه زاری نداشت الحمدلله. داستان یه زندانیه که توی زندان گمشده و حالا دنبالشن. 

 

اسپویل : 

یه وقتایی یه فیلم عالی، با یه صحنه‌ی پنج ثانیه‌ای خراب میشه. کل فیلمو با اون صحنه‌ی نگاه کردن مرد و زنه به هم خراب کردن :/ اه! یه فیلم رئالو به سخره گرفتن انگار

۰۱ شهریور ۹۸ ، ۱۳:۱۳ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
لبخند ...

سریال : Maids


ادامه مطلب...
۰۳ مرداد ۹۸ ، ۱۶:۳۷ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
لبخند ...